برگزیده‌ها


انقلاب اسلامی ایران، حرکتی شکوهمند در عرصه تحولات سیاسی قرن حاضر بود که با تقویت روح استکبارستیزی در میان مستضعفان جهان، از جمله مردم ستم دیده فلسطین، برای مبارزه و رهایی از چنگال استکبار، نشاطی تازه پدید آورد. انقلاب ایران، آرمانِ آزادی قدس را یکی از اهداف جهانی‌اش نامید. انتخاب روز قدس از سوی پیر بیدار انقلاب، حضرت امام‌خمینی (ره)، نشان داد که انقلاب اسلامی به وسعتی فراتر از خاک ایران می‌اندیشد و هرگز در درون مرزهای خود زندانی نخواهد شد.

از نیل تا فرات

 رژیم غاصب صهیونیستی برای مشروعیت بخشیدن به خود، تاکنون از چهار راهکار بهره جسته است که عبارتند از:

*ایجاد جای پا؛
* اشغال سرزمین‌ها؛
* تثبیت و مشروعیت بخشیدن به خود؛
* گسترش حیطه تصرف

 صهیونیست‌ها پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، با حمایت مالی و دیپلماتیک انگلیس و با تبلیغ عقاید بی‌اساسی چون: «رجعت به سرزمین موعود» و «سرزمین بدون ملت برای ملتی بدون سرزمین» در فلسطین نفوذ کردند و با گسترش مرحله به مرحله، ساختار دولت غیرمشروع خود را با شعار «از نیل تا فرات» شکل دادند. این دولت، اگرچه اکنون حیطه جغرافیایی کوچکی را اشغال کرده است، اما اندیشه‌های مسموم سردمداران آن، پهنای همه کشورهای اسلامی را نشانه رفته است. این امر بیش از هر چیز، هشیاری و بیداری رهبران فکری، سیاسی و نظامی کشورهای مسلمان را می‌طلبد.

رستاخیز استکبارستیزی

 روز قدس، روز تجلی شکوه و عظمت امت اسلامی، رستاخیز استکبار ستیزی ملل مسلمان جهان، روز وحدت همه انسان‌های حقیقت‌خواه و عدالت‌دوست، روزهِ گره خوردن بازوانِ توانای امت اسلامی و روز ستیز همیشگی با صهیونیسم و امپریالیسم غارتگر است. روز قدس، روز کنار گذاشتن سلیقه‌ها و پیوستن قطره‌ها به اقیانوس جاری انسان‌هاست. روز قدس، روز بازتابِ خشمِ خروشانِ توده‌های ستم دیده و طوفانی شدن غیرت‌های مقدس مردمی است که نفرت خویش را علیه اسرائیل غاصب با شعارهایشان ابراز می‌کنند.

روز قدس، از دیدگاه امام‌خمینی(ره)

امام امت (ره) درباره چگونگی گرامی‌داشت روز قدس می‌فرمایند:

 «روز قدس، یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است؛ روز مقابله ملت‌هایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیرآمریکا بودند. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می‌دانند و عمل می‌کنند به آنچه باید بکنند و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرت‌ها در زیر پرده، آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی ـ در این روز بی‌تفاوت هستند… باید همان‌طور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملت‌ها قیام کنند و این جرثومه‌های فساد را به زباله دان‌ها بریزند».

  امید مستضعفان جهان حضرت امام‌خمینی (ره)، جملاتی همچون: روز قدس، روز نفرت از تمامی مظاهر صهیونیسم،  روز قدس، نمایش اقتدار و عظمت اسلام و مسلمین، روز قدس، نماد آگاهی و بیداری عالمیان، روز قدس، روز وحدت و حضور و امثال آن را به منظور اعتلای این آرمان بزرگ فرموده‌اند.

  به پیشنهاد حضرت امام‌خمینی (ره) آخرین جمعه ماه مبارک رمضان روز قدس می‌باشد؛ روزی که مردم آزاده دنیا، به‌ویژه مسلمانان، با حضور وحدت‌بخش خود در این راه‌پیمایی عظیم و شعارهای ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی خویش، حمایت بی‌دریغ خود را از تمام مستضعفان جهان، به‌ویژه مردم مظلوم فلسطین، اعلام می‌دارند. امروز از نظر امام‌خمینی (ره) روز اسلام و حکومت اسلامی است … اولویت اول در استراتژی جهان اسلام دفاع از آرمان فلسطین و آزادی قدس شریف است.

مبارزه تا محو اسرائیل

 حضرت آیت‌اللّه‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تاکید بر ضرورت مبارزه با اسرائیل می‌فرمایند: «هریک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم‌الشأن فرمود: اسرائیل بایستی محو بشود… . بحث، بحث یهودی ستیزی نیست. مسئله، مسئله غصب خانه مسلمین است».

لیله‌القدر تاریخ اسلام

 مقام معظم رهبری درباره روز قدس می‌فرمایند: «اکنون، جمعه آخر ماه مبارک رمضان ـ که از سوی امام راحل عظیم ما رحمه‌الله روز قدس نامیده شده ـ در پیش روی ماست. [باید] روز قدس را و همه این ایام حساس را که لیله‌القدر تاریخ اسلام است، به بیداری و هشیاری بگذرانیم و تا مطلع‌الفجر نجات ملت‌های مسلمان و مخصوصا ملت شجاع و مظلوم فلسطین، دست از تلاش نکشیم.

  اولین اولویت در استراتژی عرب‌ها باید نابودی اسرائیل باشد؛ البته نه به آن دلیل که این رژیم بخش‌هایی از اراضی مسلمین را اشغال کرده است؛ بلکه از این‌رو که هدف اصلی او نابودی تمدّن اسلام و عرب و ایجاد تمدن یهود بر ویرانه‌های آن است.

هدف‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی از نام‌گذاری روز قدس چه بود؟

 امام‌خمینی در اوج قدرت نظام ستم‌شاهی، افشاگر روابط پنهان رژیم شاه و اسرائیل بود و مقابله با خطر اسرائیل برای جهان اسلام را بسیار جدی و پیگیرانه دنبال می‌کرد. او اولین مرجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بود که مجوز حمایت از مبارزان فلسطینی از محل وجوهات شرعی و زکات و صدقات را صادر نمود. امام از همان آغاز وجهه اسلامی و بعد اعتقادی مبارزه با اسرائیل را کارسازترین روش برای بسیج ملت مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی نمود و اتخاذ مشی‌های دیگری همچون تکیه بر قومیت عربی و نگرش‌های ناسیونالیستی و دیگر ایدئولوژی‌های وارداتی و غیر اسلامی را انحراف در مسیر مبارزه برای آزادی قدس می‌دانست.

 امام‌خمینی به دلیل آگاهی از مشکلات و معضلات درونی جهان اسلام از جمله ضعف و ناتوانی یا وابستگی بعضی از سران کشورهای اسلامی همواره بر آگاهی و شعور عمومی جهان اسلام منبعث از اصول اعتقادی و مشترکات ایمانی و فرهنگی امت و پرهیز از اختلافات فرقه‌ای تاکید می‌نمودند. نگرش امام در باره فلسطین را در موارد زیر می‌توان برشمرد:

 ۱) لزوم استفاده از حربه نفت علیه آمریکا و اسرائیل (صحیفه امام، جلد ۳، ص۲٫٫٫ )؛

۲) بازیابی هویت اسلامی و بازگشت به اسلام (همان، جلد ۱۳ ، ص ۸۹)؛

 ۳) افشای مکرر نقشه اسرائیل بزرگ مبنی بر «اسرائیل مرزهای تو از نیل تا فرات است»؛(همان، جلد ۱۳ ، ص ۸۹)؛

 ۴) تاکید بر خطر توسعه‌طلبی اسرائیل، تفکیک یهود از صهیونیسم، اتحاد امت اسلام (همان، جلد۱۰، ص ۴۱۷ و ۴۱۸)؛

۴) بهره‌گیری از فرصت‌ها و ظرفیت‌ها و قابلیت‌های جهان اسلام که اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به‌عنوان روز جهانی قدس نمونه‌ای از این رویکرد آگاهانه امام‌خمینی(ره) است که مترتب بر اهداف زیر از نگاه آن امام همام بود:

۱)کوتاه کردن دست غاصب اسرائیل و پشتیبانان او از سرزمین فلسطین؛

۲) نقش تعیین کننده سرنوشت فلسطین؛

۳) روز مقابله مستضعفین با مستکبرین؛

۴) هشدار به ابرقدرت‌ها؛

۵) روز احیای اسلام؛

۶) بسیج عمومی اسلامی؛

۷) تشکیل حزب مستضعفین؛

۸) بیداری و آزادی از قید اسارت و بردگی شیاطین بزرگ و ابرقدرت‌ها؛

۹) استفاده از ایمان و قدرت اسلام.

برنده نهایی کیست؟

تحولات منطقه اکنون با شتابی بسیار بیشتر از آنچه که حتی دوراندیش‌ترین تحلیلگران پیش‌بینی می‌کردند در حال پیش‌روی است. سئوالی که اکنون بسیاری از تحلیل‌گران و حتی اعضای جامعه اطلاعاتی در بسیاری از کشورهای منطقه از خود می‌پرسند این است که سمت و سوی کلی تحولات چیست و نهایتا چه کسی برنده این نبرد بزرگ خواهد بود؟ آمریکا و رژیم صهیونیستی یا ملت‌های مسلمان منطقه؟

 ارائه یک پاسخ سرراست به این سئوال از دل انبوه تحولات پیچیده منطقه حقیقتا بسیار دشوار است اما غیر ممکن نیست. این سطور یک گام ابتدایی در این مسیر است:

۲ کشور بحرین و یمن از جهت تحولات پیش‌رو وضعیتی کاملا متفاوت با دیگر کشورها دارند و تاثیر منطقه‌ای تحولات آنها شاید بیشتر از دگرگونی باشد که در داخل مرزهای خود ایجاد می‌کنند.

   در مورد بحرین و یمن باید یک تحلیل ترکیبی ارائه کرد؛ از نظر آمریکا مهم‌ترین جنبه اهمیت تحولات این دو کشور تاثیری است که بر عربستان خواهد گذاشت و انرژی که هرگونه پیروی احتمالی انقلابیون در این دو کشور به مردم ناراضی عربستان تزریق خواهند کرد؛ به عبارت دیگر، علاوه بر مسائلی که اختصاصا به خود این دوکشور مربوط می‌شود، آمریکایی‌ها تحولات بحرین و یمن را اساسا از منظر امنیت عربستان تحلیل می‌کنند؛ علت ناشکیبایی حیرت‌انگیز آمریکا و عربستان در مقابل درخواست‌های کاملا مسالمت‌جویانه مردم بحرین چیزی جز این نبود که تصور می‌کردند اگر انقلابیون در بحرین به آنچه می‌خواهند برسند نوبت بعدی از آن عربستان است. راهبردی که آمریکایی‌ها با مشارکت عربستان در بحرین در پیش گرفتند این بود که با تبدیل کردن قیام مردم به فتنه طائفه‌ای انرژی حرکت را بگیرند و از گسترش پیدا کردن آن به بقیه اعضای شورای همکاری خلیج فارس خصوصا عربستان جلوگیری کنند. اما بحرانی که اکنون آمریکایی‌ها با آن روبرو هستند این است که دقیقا همان تاثیری را که آنها تصور می‌کردند بحرین بر عربستان خواهد داشت (و سعی کردند آن را مهار کنند که البته نتوانسته‌اند) یمن هم پیدا نمود؛ یعنی ملت یمن با شعارهای ضد اسرائیلی و آمریکایی در حال کسب هویت سیاسی خود بودند که با چراغ سبز آمریکا به رژیم سعودی با بیش از ۱۰۰ روز بمباران سنگین به همراه محاصره همه‌جانبه روبرو شدند؛ و در این میان سعودی نه تنها دستآوردی نداشته بلکه افزایش تنفر از آمریکا و اسرائیل و سعودی در قلب ملت صبور و مقاوم یمن نهادینه شده است و هرچه بمباران مناطق طول بکشد تنفر عمیق‌تر و زمان آن طولانی‌تر خواهد ماند.

  آمریکایی‌ها نه تنها نتوانسته‌اند تحولات منطقه را کنترل کنند بلکه عمق خسارت‌های وارده به آنها هر روز بیشتر می‌شود. خاورمیانه دیگر هرگز به معنای مصطلح در دهه اول هزاره سوم، آمریکایی نخواهد شد اما اینکه نسخه جایگزین کجاست سئوالی است که پاسخ آن را چندی قبل “دان مریدور” وزیر امور سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی داد: «همه خاورمیانه به سمت ایران در حرکت است».

پنجره ژئوپلیتیکی

 تعداد تحلیل‌گران غربی که عقیده دارند ایران بازی ژئوپلیتیکی در منطقه را از آمریکا برده، معتقدند حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی مدت‌هاست از حد مجاز برای واشنگتن فراتر رفته است. به موازات اینکه آمریکایی‌ها می‌خواهند در مذاکرات هسته‌ای، با ایران به مثابه یک دولت ضعیف و دست بسته مذاکره کنند، حقایق مربوط به دست باز و برتر ایران در منطقه سخت آنها را آزار می‌دهد.

  اجازه بدهید این نکته مهم- و نه البته جدید- را یادآوری کنم که از همان ابتدا هم برای آمریکایی‌ها مساله هسته‌ای ایران بیش از آنکه یک مساله خلع سلاحی باشد، یک مساله ژئوپلیتیکی بوده است. ارزیابی‌های اطلاعاتی دولت آمریکا مدت‌هاست می‌گوید برنامه هسته‌ای ایران یک تهدید مرتبط با اشاعه نیست. به زبان ساده‌تر آمریکایی‌ها قبول دارند برنامه هسته‌ای ایران هرگز منجر به اینکه ایران سلاح هسته‌ای بسازد و با آن کسی- از جمله آمریکا را تهدید کند- نخواهد شد. همین ارزیابی‌ها اما تاکید می‌کند در صورتی که ایران «ظرفیت حساس هسته‌ای» را به‌ دست بیاورد، نظم ژئوپلیتیکی منطقه به سرعت دگرگون خواهد شد. اینجاست که مهم‌ترین نگرانی آمریکا شکل می‌گیرد. آمریکا نگران است ظرفیت هسته‌ای، اعتماد به نفس منطقه‌ای ایران را بالا ببرد و با افزایش قدرت بازدارندگی ایران، برنامه منطقه‌ای آن را از اینکه هست، بلندپروازانه‌تر کند.

 برای آمریکا ژئوپلیتیک خاورمیانه بسیار مهم‌تر از موضوع هسته‌ای است. پس از یک دوره انحراف در بیداری‌های اسلامی منطقه، ایران دوباره در حال از سر گرفتن پیروزی‌های خود است و نمونه بارز آن مقاومت مردم مظلوم و تحت محاصره یمن است. در واقع این ایران نیست که پیروز می‌شود بلکه ملت‌های منطقه هستند که علیه سلطه غرب بپاخاسته‌اند و به طور طبیعی هر جا کسانی در مقابل آمریکا بایستند متحد ایران هستند، حتی اگر یک بار هم گذرشان به تهران نیفتاده باشد.

 آمریکا اکنون توان واکنش به پیشرفت‌های سریع منطقه‌ای ایران را از دست داده است. آمریکایی‌ها درباره تحولات منطقه هیچ راهبردی ندارند؛ مهم‌تر از آن، حالا معلوم شده حتی توانایی تاکتیکی آنها هم بشدت تحلیل رفته است.

 نگاهی به سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۱۵ آمریکا نشان می‌دهد سیاست خارجی این کشور بویژه در خاورمیانه مبتنی بر ۲ اصل است:

۱- اجتناب از مداخله مستقیم

۲- مبتنی بر تشکیل ائتلاف‌های متنوع

 این اصول هیچ‌چیز جز اعتراف آمریکا به این نیست که وارد دورانی طولانی‌ مدت از ضعف راهبردی شده، نه اقتصادی دارد که خرج مداخله را بدهد، نه ارتشی که مجری مداخله باشد و نه مردمی که برای مداخله سوت و کف بزنند. حقیقت قدرت آمریکا را نباید در مذاکرات بین‌المللی دید یعنی جایی که دیپلمات‌های آمریکایی ژست می‌گیرند و حرف‌های بزرگ‌تر از دهانشان می‌زنند. حقیقت قدرت آمریکا در ناتوانی آن برای کنترل تغییرات ژئوپلیتیکی نمایان می‌شود که آشکارا هم آمریکا و هم متحدان آن را به انفعال کشانده است؛ بعضی اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی نیز حاکی از این انفعال دارد.

 ایران اکنون با کمک مردم دوکشور سوریه و عراق در دمشق و بغداد یک منجی شناخته می‌شود، در بیروت حافظ ثبات محسوب می‌شود، در صنعا یک قدرت نامرئی الهام‌بخش بسیار نیرومند است و بزودی- آنطور که اسرائیلی‌ها خود می‌گویند- در جنوب سوریه هم کار معارضه را تمام خواهد کرد و جبهه‌ای جدید با سرزمین‌های اشغالی شکل خواهد داد و اینها یعنی آشوب در افکار سران رژیم اشغال‌گر قدس.

 در همه این موارد، آمریکا از نشان دادن هرگونه واکنشی ناتوان است. فرقه‌ای‌سازی منازعات راهبردی در منطقه که زمانی آمریکایی‌ها تصور می‌کردند به نفع آنهاست اکنون به یک معضل تبدیل شده است. همه معادلات منطقه به بازی‌های دو سر ضرر برای آمریکا بدل شده است. در سوریه یا باید از داعش حمایت کنند یا نظام سیاسی برخاسته از آرائ مردم این کشور، در عراق یا باید جانب سلفی‌های تکفیری را بگیرند یا با دولت قانونی که متحد ایران است همپیمان شود، در یمن یا باید نبرد با القاعده را متوقف کند یا با انقلابیون الهام‌گرفته از انقلاب اسلامی  تعامل کند، در لیبی یا باید یک مداخله جدید انجام دهد یا رشد دوباره القاعده و اتحاد آن با داعش را تماشا کند. همه‌جای منطقه وضعیت کم و بیش همین‌طور است؛ آمریکا و رژیم غاصب نه راه پس دارند و نه راه پیش. همه آنچه آمریکایی‌ها به آن دل بسته‌اند این است که بتوانند ایران را وادار به پذیرش اراده خود و بعد با اعتماد به نفس ناشی از آن، سراغ دیگر مسائل‌شان بروند.

 امروز زمان گرفتن تصمیمات راهبردی بر اساس تفکر مقاومت و ادامه راه «روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. … روزی است که باید به ابرقدرت‌ها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم(ص) می‌دانم، روزی است که باید ما تمام قوا خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند است که می‌تواند دگرگونی‌های اساسی در نحوه حضور آمریکا و رژیم کودک‌کش اسرائیل در منطقه ایجاد کند و امنیتی پایدار و زوال‌ناپذیر را برای ایران و ملت‌های مسلمان به ارمغان بیاورد.

  منطق ژئوپلیتیکی به ما می‌گوید میزان قدرت منطقه‌ای خود را باید درست درک کنیم و به چشم‌انداز روشن صنعا، بیروت، دمشق و بغداد به‌خوبی و واقعگرایانه بنگریم.

 حال، اگر از این منظر به وضعیت منطقه نگاه کنیم، یک بار دیگر می‌توان سئوال صدر این مطلب را به‌صورت زیر بازسازی کرد: تحولات ژئوپلتیکی در راستای افزایش قدرت جمهوری اسلامی ایران حرکت می‌کند یا خلاف جهت آن؟

 برای تحلیل این مسئله، چند فاکتور زیر را باید هم زمان در نظر گرفت:

۱- از دید ایران تحولات اخیر در منطقه نه یک فرآیند طبیعی و درون زا، بلکه  پروژه‌هایی است که از بیرون به آن تحمیل شده و البته برخی بازیگران منطقه‌ای هم به آن کمک کرده‌اند. بنابراین، فی‌المثل فتنه داعش در عراق، به هیچ وجه محصول فعل و انفعالات خالص منطقه‌ای نیست بلکه ناشی از یک طراحی فرامنطقه‌ای برای گریز از تبعات شکست در سوریه و همچنین تبدیل کردن پدیده تکفیری‌گری به ابزاری برای زمین‌گیر کردن محور مقاومت است.

 وقتی این تحولات را به عنوان پروژه‌های آمریکا – اسراییل تحلیل کنیم، آن وقت این نتیجه‌گیری که منطقه به سمت معارضه‌جویی بیشتر با ایران گام بر می‌دارد، کاملا نادرست خواهد بود. در واقع منطقه به سمت معارضه‌جویی با ایران سوق داده می‌شود اما به محض اینکه فرصتی می‌یابد با تمام توان در مقابل این فشار بیرونی مقاومت می‌کند و مکنونات قلبی خویش که معارضه با آمریکا و رژیم صهونیستی است را بروز می‌دهد.

۲- تحلیل‌هایی که روندهای منطقه‌ای را به‌ضرر ایران ارزیابی می کند، عموما دولت‌پایه است؛ به این معنا که از ستیزه‌جویی دولت‌های منطقه‌ای با ایران اینگونه نتیجه می‌گیرد که تمام منطقه رویاروی ایران ایستاده است! این در حالی است که اگر انقلاب‌های اسلامی در منطقه فقط یک درس به ما آموخته باشد، آن درس این است که دولت‌ها در منطقه رو به ضعیف شدن هستند و جای آنها را یا حضور توده‌ای مردم پر کرده و یا اینکه دولت‌ها مجبور شده‌اند قدرت را با گروه‌های غیردولتی سازمان یافته به اشتراک بگذارند.

۳- مسئله بعدی از نقطه دید استراتژیک این است که طرف‌های معارض ایران همه توان خود را برای بحران‌آفرینی بر سر راه نفوذ منطقه‌ای ایران به کار گرفته‌اند اما در مقابل ایران، بی آنکه از همه توان خود استفاده کرده باشد، این طراحی‌ها را با درجه موفقیت بالاتر از متوسط خنثی کرده است.

 این نشان دهنده آن است که قدرت منطقه‌ای ایران هم دارای قابلیت دولت‌سازی است و هم به‌خوبی از عهده مهار بحران و مدیریت منازعات پر شدت برمی‌آید.

۴- همه اینها، در حالی است که قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در منطقه به‌شدت روبه رشد است. این قدرت نرم نخست ناشی از داشتن استراتژی مشخص و رفتار اصولی بر اساس آن است؛ مثلا ایران در سوریه، ماهیت مسئله را از ابتدا تروریستی تحلیل کرد نه مردمی و اکنون این تحلیل درست از آب درآمده است، یا ایران در خصوص دخالت سعودی در فرایند تشکیل دولت در یمن و بالاتر از آن بمباران بی‌دلیل و منطق آن مواضع شفاف اتخاذ نموده بود و امروز همه به آن رسیده‌اند.

۵- جدا کردن حساب اکثریت اهل سنت منطقه از تکفیری‌ها، اکنون نوعی تنفر منطقه‌ای از سعودی ایجاد کرده است. رفتار ایران در نبرد غزه،کمک مستشاری در آزادسازی مناطق غیر شیعی عراق نشان داد که ایران در منطقه «شیعی‌گری» نمی‌کند بلکه سیاست خود را بر حفاظت از مسلمین در مقابل صهیونیست‌ها استوار کرده است.

۶- نوع رفتار ایران در منطقه است که این باور عمومی را ایجاد نموده که داعش محصول سیاست آمریکایی – صهیونیستی در سوریه و عراق است و به همین دلیل آمریکایی‌ها ناچار شده‌اند سیاست خود را در قابل بعضی از مسائل منطقه بازنگری کنند.

 همه این موارد نشان دهنده آن است که ایران در حال بردن “نبرد ادراکی” در منطقه است چرا که راست گفته و پای آنچه گفته ایستاده است.

 مجموعه این عوامل در کنار هم نشان می دهد منطقه خاورمیانه به رغم متلاطم بودن آن، در حال بازسازی خویش بر اساس نظمی است که مسلما آمریکایی یا سعودی یا ترکیه‌ای نخواهد بود.

داعش و خدمت به صهیونیست‌ها

  سرکرده‌های گروه تروریستی داعش بارها تصریح کرده‌اند، جنگ با رژیم صهیونیستی برای این گروه در اولویت قرار ندارد! جنایات داعش در عراق و سوریه و سراسر جهان اسلام خدمت به صهیونیست‌ها است که اساس آن‌ را دور ساختن جهان اسلام از مسئله فلسطین و تضعیف مقاومت تشکیل می‌دهد.

 داعش در هفته‌های اخیر با انتشار بیانیه‌ای بر روی شبکه اجتماعی فیس‌بوک از مسیحیان قدس اشغالی که آنان را کافر توصیف نموده‌اند خواست تا پایان ماه رمضان این شهر و منطقه را ترک کنند؛ داعش مسیحیان این شهر را تهدید کرده اگر به این درخواست توجهی نکنند، با طلوع آفتاب عید فطر سر آنها را خواهد بُرید.

 حال این سوال مطرح می‌شود که چرا داعش چنین بیانیه‌ای را آن هم در مقطع کنونی که صهیونیست‌ها شدیدترین تدابیر امنیتی را در قدس برپا کرده و مانع از ورود فلسطینی‌ها به مسجد‌الاقصی می‌شوند مطرح کرده‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش بررسی سوابق رفتاری داعش در قبال فلسطین قابل توجه است. از نکات مطرح اسناد و گزارش‌های منتشره از مداوای تروریست‌ها از جمله اعضا جبهه‌النصره و داعش در بیمارستان‌های رژیم صهیونیستی و حتی عیادت نتانیاهو نخست وزیر صهیونیست‌ها از آنان است.

 در رمضان سال گذشته تشکیلات تروریستی داعش اعلام کرده است که شرکت در راهپیمایی روز قدس حرام است و موجب مجازات خواهد بود. اعضای گروه تروریستی داعش با لگدمال کردن پرچم فلسطین اعلام کردند باید پرچم داعش به اهتزاز درآید.

  با توجه به این شرایط ادعای داعش علیه مسیحیان قدس دقیقا در قالب نظر صهیونیست‌ها برای تبدیل قدس به پایتخت این رژیم است که با اخراج مسلمانان و مسیحیی‌ها صورت می‌گیرد. صهیونیست‌ها با این حربه به بهانه مقابله با داعش مسلمانان را بازداشت و اخراج می‌کنند و از سوی دیگر با ایجاد فضای رعب و نیز تامین امنیت مسیحیان این منطقه را تخلیه می‌نمایند. ایجاد شکاف میان مسیحیان و مسلمانان و سوق دادن مسیحیان فلسطین و حتی جهان به همراهی با این رژیم علیه مسلمانان هدف اصلی این طراحی است. صهیونیست‌ها از برگه داعش تاکنون در منطقه استفاده می‌کردند اما اکنون در درون فلسطین نیز استفاده می‌نمایند، از بخشی در غزه برای ایجاد جنگ درونی میان گروه‌های مقاومت و از  بخشی در قدس برای اخراج مسیحیان و مسلمانان و تقابل آن دو برای اشغال این منطقه بهره‌برداری می‌شود.

در حالی که جهان معطوف به مسائل امنیتی است که بخش قابل توجه آنها را صهیونیست‌ها آفریدند  رژیم صهیونیستی در حال تشدید اشغال‌گری و شهرک‌سازی در کرانه باختری و زمینه‌سازی برای اشغال کامل قدس می‌باشد. سران صهیونیست بارها تاکید کرده‌اند که قدس پایتخت این رژیم می‌گردد و فلسطینی‌ها هیچ حقی بر این مکان ندارند. ایجاد فضای وحشت در قالب تهدیدات داعش در حالی صورت می‌گیرد که صهیونیست‌ها به‌شدت طرح کوچاندن یهودیان جهان به سرزمین‌های اشغالی برای جمعیت‌سازی و اشغال بیشتر اراضی را اجرا می‌کننند.

 نکته مهم در باب بیانیه داعش تقارن آن با سخنان سران صهیونیست مبنی بر کوچ یهودیان فرانسه پس از حادثه در یک کارخانه (چند روز قبل) بوده است که ارتباط تروریست‌ها و صهیونیست‌ها را نشان می‌دهد . در پی حادثه تروریستی داعش در شهر لیون فرانسه، وزیر امور مهاجرین رژیم صهیونیستی از یهودیان فرانسه خواست تا این کشور را ترک و به اراضی اشغالی مهاجرت کنند.

 پیش از وی نیز در پی وقوع تروریستی در فرانسه(شارلی ابدو)، نخست وزیر رژیم صهیونیستی فضا را مناسب یافته و با سخن گفتن از احتمال تکرار حمله «یهودستیزان» در این کشور از یهودیان این کشور خواسته که به فلسطین اشغالی سفر کنند. مجموع این اقدامات نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها برآنند تا باردیگر از ابزار داعش برای رسیدن به مقصود بهره گیرند و آن نابودسازی قدس شریف می‌باشد. جالب توجه آنکه بیانیه داعش در آستانه روز قدس منتشر شده است که می‌تواند اقدامی برای کم رنگ‌سازی تظاهرات جهانی در این روز باشد. صهیونیست‌ها با تهدید نشان دادن مسلمانان به مسیحیان برآنند تا مانع از تکرار راهپیمایی‌های سال‌های گذشته جهانیان در روز قدس گردند. تظاهرات‌هایی که پیروان تمام ادیان در آن حضور داشته و در حمایت از فلسطین و ساکنان غزه و محکومیت رژیم کودک‌کش صهیونیستی  شعار می‌دادند.

 با توجه به آنچه ذکر شد به صراحت می‌توان گفت که اقدام داعش ادامه همراهی و همکاری آنان با صهیونیست‌ها است که پیوند تروریسم جاری در منطقه و صهیونیست‌ها و آمریکا را مورد تایید قرار می‌دهد. این شرایط نشان می دهد که دشمن اصلی منطقه صهیونیست‌ها و آمریکا هستند که از تروریسم به‌عنوان پیاده نظام برای رسیدن به مقصود بهره می‌گیرند لذا راهکار ایجاد ثبات در منطقه مقابله با این رژیم است که با تحقق این امر، تروریسم جاری در منطقه نیز نابود خواهد شد.

بر مست که با شرکت فعال در این حرکت عظیم الهی و مردمی در روز قدس علاوه بر اجابت دعوت آن پیر فرزانه و خشنودسازی روح بلندش حمایت خویش را در حقّ این مردم مظلوم و ستمدیده به جهانیان اعلام خواهیم نمود.

سیدرضا صدرالحسینی * کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا