برگزیده‌ها


۱ ———————————————————————————————————–

در افغانستان هرچیز قلابی باشد

درد واقعی است

تریاک اصل است

در هندوستان

حتی اگر رئیس جمهورها مکانیکی باشند

نیش مارها طبیعی است

حتی اگر سیل و زلزله طبیعی نباشد

حتی اگر مسافرت به ماه

دروغی باشد که ژول ورن گفته است

حتی اگر سقوط برجهای منهتن

ساخته فتوشاپ کبیر باشد !

طبیعی است

طبیعی است سرباز آمریکایی در کربلا

طبیعی است ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس

طبیعی است تهدید، تحریم، قطعنامه

برای ما

برای ملتهایی که هنوز،

حتی در گور هم

رو به قبله می خوابند

۲ ———————————————————————————————————–

 از آفریقا طلا

از لبنان عشق، از ایران خمینی

شلیک می کنند به دریا

و به نفت!

که معشوقه سیاه آمریکاست

نفت که سیاهرگ کاخ سفید است

هر کشته ای به آمریکا ایمان دارد

چرا که هر تفنگ ، هر موشک

میسیونری است به روز شده

که از آمریکا هدایت می شود

۳ ———————————————————————————————————–

بر صندلی های الکتریکی

خستگی را فراموش می کنم

فرزندان از مزار پدر باز می پرسند

چقدرمانده به ابوغریب؟

بیا تصور کنیم کربلا را

درکنار تانک

و رود علقمه را درقهوه جوش های عِبری

بر پیکر شهیدی ماه می تابد

و کودکان به جای مدرسه

صبح ها به آسمان می روند

مادران آژیرها را نشنیده می گیرند

و هنوز فرزند می آورند

دستمال های کاغذی، جنگل را پاک می کند

و واکسن هاری هنوز کشف نشده است

اینجا غده ای بزرگ می شود در سینه بعضی

– می گویند قلب!

حالا ایستاده اند سربازان، منظم و محکم

چون چهارچوب یک تابوت

دارند حساب می کنند

پوکه های خالی و گورهای پرشده را

در بغداد جوی خون که می گذرد

تکانی می خورد گهواره

و شاخه ای زیتون، شکوفه می زند

به دنیا می آیند

در پاکت های کوچک سیگار

مردانی بزرگ!

با سرانگشتان خونین قلم موها و قلم هایشان

تا دنیا را ترسیم کنند

و دختران را از گورها به قبیله باز گردانند

و بنویسند

:فرات رود نفت نیست

تا اجاق گاو چران ها را روشن نگاه دارد

۴ ———————————————————————————————————–

چگونه می گذرد روزهایت

چه می گذرد از این شیلنگ ها

این کپسول های اکسیژن از کجا می آیند

*

تنها سینه سوختن

کوچه های حلبچه نبود

عطر حرمسراها و حرامزاده های چت هم بود

و رقاصانی که زیر نعشت سینه بزنند

“چشای سیاه تو قربون”

باخت تیم ملی هم بود

و بخشنامه هایی نابالغ

برای خصوصی کردن بخش عمومی و بالعکس

تو از یاد نمی روی

مخصو صاَ از یاد آنها

که دارند می آورند

فنآوری آنفلوانزای مرغی را

که خروس ها را عقیم میکند

و به هر کدام یک دستگاه “کاندولیزا رایس” می دهد

دارند می آورند ورژن جدید ماکروسافت را

با سه برنامه دهکده جهانی

وجنگ های جهانی

و جام جهانی

بعضی ها ماسک می زنند

و فیلتر می کنند که گربه است انشاءا…

و شاخک های هوایی شان

شیطان را ردیابی می کند

می گویند: تو حق حضور نداری در خیابان

کنار نام خودت

که چنین آمده ای بی ماسک و با ایثار…

پنجره را ببند

پرده را بکش

و دور از اینهمه چشم بسته

بخواب!

۵ ———————————————————————————————————–

چشمه پر بود از ماهیان مرده

پریان جین پوش از بندر می آمدند

و نا خدا ها را با نام بزرگ شان می بلعیدند

بر تن همه نشان استاندارد بود

ما روی نقشه های قدیمی می دویدیم

تا زبان آبها را بفهمیم

امّا ماهیان می دانستند

دریا هر نامی که داشته باشد

آزاد است

ما داشتیم ریسه می بستیم

و تو رفته بودی

ما داشتیم نفت می ریختیم

در چشمهای بی بی

که ادیسون برق را برده بود

تا گونه ستاره های سینما زنده بماند

ما می جنگیدیم

کوه با ما بود، با غروب هایش

که تو از آنها باز نیامده بودی

تو رفته بودی تا استانبول را بیاوری

از حرمسراهای ارزانقیمت pmc و Google

تو رفته بودی تا بغداد را بیاوری

از کنگره آمریکا

از زیر گیوتین های قرون وسطی

رفته بودی آبها را بیاوری

از قو طی های کوکا

ما مشق می نوشتیم

در دفترهای چهل برگمان

که تمامی نداشت

درس مجسمه شاهان بزرگ

که می گفتند روزگاری خودمان خردشان کرده بودیم

ما خسته، ما ردیف نشسته بودیم

در قفسه های داروخانه

و تو رفته بودی

۶ ———————————————————————————————————–

راننده

اتوبوس را نگه می دارد

در آتشباری تابستان

آرام پیاده می شود

آرام لیوان شکسته ای را

آب می کند

و قطره قطره چشم مسافران را می مکد

مسافران صبور

خسته ، بزرگوار

نای اعتراض ندارند

جمعیت مرگ بر آمریکا می گوید

و پیش می‌رود!